X
تبلیغات
shabake7 - زره شاعول!
shabake7

شاعول، داوود را در نبرد با جولیات به شکل خود در آورد.( اول سموئیل17 : 38 )
همیشه مردم دنیا با انکه خود در نبردهاشان شکست خورده اند، سعی دارند همان روشها را به ما تحمیل کنند و با تزریق ترس هایشان جلوی حرکت ما را بگیرند. این ماجرا حتی از قبل از ایمان ما آغاز می شود. ما را با ترساندن از گمراهی و مرگ، از تحقیق در مورد شناخت حقیقت، باز می دارند. بعد از ایمان به مسیح هم متاسفانه شاعول ها سعی دارند، داوود را در لباسی از برداشت خود از کلام، به نبردهای روحانی بفرستند. لباسهایی برآمده از ترس از بتهای ساخته ی ذهن خود و دیگران.
خادمانی را می شناسم که هنوز در تعارفات گیرند، با ضعف و گناه کنار می آیند و یا درگیر برداشت های اشتباه از نجات و ایمانند.
اما داوود راه حل شاعول را سنجید و چون آن را مانع حرکتش دید ، از قبول آن سر باز زد. ( اول سموئیل17 : 39 )
بر خورد داوود حکیمانه است. او شاعول را تمسخر نمی کند. بلکه با احترام راه حل او را میازماید . سپس زمانی که می بیند مانع حرکتش است آن را رد می کند. او میداند نبرد روحانی، نبرد با نیروهای شیطان است. چنین نبردی باید شجاعانه و بدور از ترس باشد. باید آزاد و رها بود و با سلاح ایمان پیش تاخت.
روزی یکی از دوستان ایماندار مرا به مهمانی دعوت کرد  تا با همسرش که هنوز ایمان نیاورده  بود، صحبت کنم. قبل از آمدن برای من از مطالعات زیاد و سوالات همسرش گفت و اینکه به سختی چیزی را می پذیرد. او نا خواسته داشت مرا با زره شاعول می بست. در مهمانی من تمامی استدلالهایم را آماده کرده بودم تا به سوالهایی که برایم بازگو شده بود پاسخ دهم اما هر چه صحبت، پیش می رفت، شخص مورد نظر سوالاتش را بیشر می پیچاند و من  بیشتر احساس سنگینی و خفگی می کردم تا اینکه بعد از 6 ساعت نبرد کاملا خسته ومغلوب شده بودم. هوا داشت روشن می شد که ذهن من هم روشن شد. بخاطر آوردم که پولس ما را از بحث بر حذر کرده بود و مسیح ما را به گفتن کار خدا و تنها کار خدا در زندگیمان فراخوانده بود.ساکت شدم و پس از دعا  با شادی کار خدا را در زندگیم گفتم . 3 روز بعد شنیدم که همان چند جمله ی آخر کار خود را کرد. غول بحث ها مرده بود و او ایمان آورد.
جولیات با دیدن ظاهر داوود او را دست کم  گرفت و ایمان او را شکست داد.  
نوشته شده توسط ilia در ساعت 0:21 | لینک  | 
 

لینکدونی آزاد